متثابر
مترادفها
صبور، استوار، پابرجا، مداوم
متضادها
بیصبر، ناامید
لغت نامه دهخدا
متثابر. [ م ُت َ ب ِ ] ( ع ص ) برجهنده یکی بر دیگری. ( آنندراج ) ( ازمنتهی الارب ). بر جهنده بر یکدیگر. ( ناظم الاطباء ).
صبور، استوار، پابرجا، مداوم
بیصبر، ناامید
متثابر. [ م ُت َ ب ِ ] ( ع ص ) برجهنده یکی بر دیگری. ( آنندراج ) ( ازمنتهی الارب ). بر جهنده بر یکدیگر. ( ناظم الاطباء ).