مبهور

مترادف‌ها

مبهوت، حیرت‌زده، شگفت‌زده، مدهوش

متضادها

بی‌تفاوت، بی‌اعتنا

لغت نامه دهخدا

مبهور. [ م َ ] ( ع ص ) تاسه و دمه برافتاده. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ازمحیط المحیط ). گرفتار تاسه و دمه. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

تاسه و دمه بر افتاده

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران