مبرقط تصویر معنی مبرقط مترادفها خالدار، لکهدار متضادها یکدست، ساده لغت نامه دهخدا مبرقط. [ م ُ ب َ ق َ ]( ع ص ) طعامی که در آن روغن زیت بسیار ریخته باشند. ( منتهی الارب ) ( از اقرب الموارد ) ( از ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط مزیوت برائق منکلت بریقه مملط