مبجل

مترادف‌ها

بزرگوار، محترم، گرامی، معزز

متضادها

خوار، حقیر، پست، بی‌احترام

لغت نامه دهخدا

مبجل.[ م ُ ب َج ْ ج َ ] ( ع ص ) مرد تعظیم کرده شده. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). بسیار گرامی و بزرگ. ( آنندراج ).مکرم. گرامی. معظم. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ).
مبجل. [ م ُ ب َج ْ ج ِ ] ( ع ص ) آن که گرامی دارد و بزرگ شمارد. ( آنندراج ). گرامی دارنده و تعظیم کننده. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

آنکه گرامی دارد و بزرگ شمارد

جمله سازی با مبجل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 آن استاد بزرگ و مبجل سال‌ها در دانشگاه‌های معتبر جهان به تدریس علوم انسانی و فلسفه پرداخت و همیشه مورد احترام شاگردان بود.

💡 در مراسم تشییع جنازه آن شخصیت مبجل، هزاران نفر از مردم برای ادای احترام به میراث فرهنگی و اخلاقی او در خیابان‌ها حضور یافتند.

💡 احترام به بزرگان و شخصیت‌های مبجل جامعه، یکی از ارزش‌های بنیادین در فرهنگ و سنت‌های اصیل مردم ایران است.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران