مبثوت تصویر معنی مبثوت مترادفها پراکنده، گسترده، منتشر شده متضادها جمعشده، متمرکز، گردآمده فرهنگ معین (مَ ) [ ع. ] (اِمف. ) پراکنده، گسترده. ویکی واژه پراکنده، گسترده. کلمات مرتبط پراکنیده مبثوث استشتات مذروره متزیل متهوش