لغت نامه دهخدا
ماهیجیر. ( معرب، ص مرکب، اِ مرکب ) معرب ماهی گیر. صیاد. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اصطلاح نجوم ) وجه اول دلو ( بنابر کتاب المدخل ابومعشر ). ( فرهنگ فارسی معین ).
ماهیجیر. ( معرب، ص مرکب، اِ مرکب ) معرب ماهی گیر. صیاد. ( فرهنگ فارسی معین ). || ( اصطلاح نجوم ) وجه اول دلو ( بنابر کتاب المدخل ابومعشر ). ( فرهنگ فارسی معین ).