لغت نامه دهخدا
ماهکاست. ( ص مرکب ) ناقص النور ( در هیئت ). ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): و خداوندان فسون آژخ را به وی [ به جو ] افسون کنند به ماهکاست و بپوشانندش تا آژخ فروریزد. ( نوروزنامه، یادداشت ایضاً ).
ماهکاست. ( ص مرکب ) ناقص النور ( در هیئت ). ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ): و خداوندان فسون آژخ را به وی [ به جو ] افسون کنند به ماهکاست و بپوشانندش تا آژخ فروریزد. ( نوروزنامه، یادداشت ایضاً ).