مالیدگی تصویر معنی مالیدگی لغت نامه دهخدا مالیدگی. [ دَ / دِ ] ( حامص ) حالت و چگونگی مالیده. رجوع به مالیده شود. فرهنگ فارسی حالت و کیفیت مالیده مالش. کلمات مرتبط پناهیدگی شد کاریدگی گزارش محتوای نامناسب