ماعی تصویر معنی ماعی مترادفها ناقص، کممایه متضادها کامل، بینقص لغت نامه دهخدا ماعی. ( ع ص ) طعام نرم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ). فرهنگ فارسی طعام نرم کلمات مرتبط مسغبل ذمول ثعده هیرط ذلولی معش