مارغ تصویر معنی مارغ لغت نامه دهخدا مارغ. [ رِ ] ( ع ص ) گول. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). احمق. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). کلمات مرتبط قنذعل عفلوق عفیک کنثح کنتح گزارش محتوای نامناسب