مار خوردن
مترادفها
پوسیدگی، خوردگی، فرسایش، تحلیل رفتن
متضادها
ترمیم شدن، بازسازی شدن
لغت نامه دهخدا
مار خوردن. [ خوَرْ / خُرْ دَ ] ( مص مرکب ) کنایه از رنج و سختی بردن و غم و اندوه خوردن باشد. ( برهان ). کنایه از غم و غصه خوردن و رنج و سختی بسیار کشیدن. ( آنندراج ). کنایه از رنج و سختی بردن باشد. ( انجمن آرا ). اندوه بردن. غم خوردن. غم بسیارخوردن. ( یادداشت به خط مرحوم دهخدا ):
لعل روان ز جام زر نوش و غم فلک مخور
زین فلک زمردین بهرچه مار می خوری.سلمان ساوجی.نانم همه لخت سینه بریان است
آهم همه اشک دیده گریان است
گو زهر کشد کسی که اینش آب است
گو مار خورد کسی که اینش نان است.مسیح کاشی ( از آنندراج ).
فرهنگ فارسی
( مصدر ) ۱- خوردن مار. ۲- رنج و سختی بردن غم و غصه خوردن: لعل روان ز جام زر نوش و غم جهان مخور زین فلک ز مردی بهر چه مار میخوری ? ( سلمان ساوجی رشیدی فر نظا. )
جمله سازی با مار خوردن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در پی حادثه ناگوار مار خوردن یک گردشگر در مناطق جنگلی، تیمهای امدادی بلافاصله با تجهیزات لازم به محل اعزام شدند تا جان او را نجات دهند.
💡 خطر مار خوردن در فصلهای گرم سال زمانی که حیوانات به دنبال منابع آب هستند، برای ساکنان مناطق کوهستانی و روستایی بسیار بیشتر از سایر فصول است.
💡 پس از اتفاق مار خوردن، اولین قدم بسیار مهم این است که بیمار بدون حرکت زیاد و با سرعت به نزدیکترین مرکز درمانی و اورژانس منتقل شود.