مئات
مترادفها
صدها، تعداد زیاد
لغت نامه دهخدا
مئات. [ م ِ ] ( ع عدد، اِ ) ج ِ مِائَة. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ) ( اقرب الموارد ). صدها. رجوع به مائة و ماده بعد شود.
جمله سازی با مئات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در جریان آن حادثه بزرگ، مئات نفر از ساکنان محلی برای کمک به آسیبدیدگان و بازسازی خانههای تخریب شده با تمام توان خود تلاش کردند.
💡 گزارشهای خبری نشان میدهند که مئات نفر از علاقهمندان به هنر، در نمایشگاه ملی امروز برای تماشای آثار هنرمندان جوان در صفهای طولانی ایستادهاند.
💡 طی سالهای اخیر، مئات شرکت دانشبنیان در کشورهای مختلف جهان توانستهاند با استفاده از فناوریهای نوین، اقتصاد خود را به شدت متحول کنند.