لغت نامه دهخدا
لطط. [ ل َ طَ] ( ع مص ) افتادن دندان کسی. || خرد شدن دندان و ماندن بیخهای آن. || منکر شدن حق کسی را. یقال: ما لک تعینه علی لططه. ( منتهی الارب ).
لطط. [ ل َ طَ] ( ع مص ) افتادن دندان کسی. || خرد شدن دندان و ماندن بیخهای آن. || منکر شدن حق کسی را. یقال: ما لک تعینه علی لططه. ( منتهی الارب ).