لسان المزمار
مترادفها
زبان مزمار
لغت نامه دهخدا
لسان المزمار. [ ل ِ نُل ْ م ِ ] ( ع اِ مرکب ) اطراف نای گلو. ( منتهی الارب ). قسمتی از حلق جرم حلق لاجل التصویت به داخل القصبة یتضایق عند طرف القصبة ثم یتسع عندالحنجرة فیبتداء من سعة الی ضیق ثم الی فضاء واسع کما فی المزمار. ( بحر الجواهر ).
فرهنگ فارسی
اطراف نای گلو.
اطراف نای گلو. قسمتی از حلق جرم حلق.
جمله سازی با لسان المزمار
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پزشکان پس از انجام معاینات دقیق، تشخیص دادند که التهاب در ناحیه لسان المزمار باعث دشواری در بلع غذا و تنفس بیمار شده است.
💡 در حین عمل جراحی گلو، جراح با دقت بسیار بالا بررسی کرد که آیا لسان المزمار آسیب دیده است یا خیر تا از مشکلات تنفسی جلوگیری کند.
💡 لسان المزمار نقش بسیار حیاتی در محافظت از راه هوایی هنگام بلعیدن مواد غذایی ایفا میکند و از ورود ناخواسته آنها به ریهها جلوگیری مینماید.