لغت نامه دهخدا
لخشیده. [ ل َ دَ / دِ ] ( ن مف ) مشتعل شده: ایشان را از آنجا در آتش لخشیده فکند. ( تفسیر ابی الفتوح ج 5 ص 214 ). || لغزیده.
لخشیده. [ ل َ دَ / دِ ] ( ن مف ) مشتعل شده: ایشان را از آنجا در آتش لخشیده فکند. ( تفسیر ابی الفتوح ج 5 ص 214 ). || لغزیده.
لغزیده.