لافندگی
مترادفها
فخرفروشی، خودنمایی، لافزنی
لغت نامه دهخدا
لافندگی. [ ف َ دَ / دِ ] ( حامص ) صفت لافنده.
جمله سازی با لافندگی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او همیشه تلاش میکرد با لافندگی و خودستاییهای بیهوده، توجه تمام اطرافیان را به سمت تواناییهای خیالی و غیرواقعی خود جلب کند.
💡 در ادبیات کلاسیک، شخصیتهای مغرور معمولاً با لافندگی و ادعاهای بزرگ، سعی در نمایش برتری کاذب خود بر دیگران در مجالس داشتند.
💡 نباید اجازه دهیم لافندگی و غرور باعث شود که از واقعیتهای موجود و تواناییهای واقعی خود در مسیر یادگیری و رشد غافل شویم.