قیلوط
مترادفها
چرت، خواب نیمروزی
لغت نامه دهخدا
قیلوط. [ ق َ ] ( اِ ) بلغت اهل مغرب دوایی است و آن برگ کندنای شامی باشد که نوعی از کندناست. ( برهان ) ( آنندراج ). یکی از گونه های تره است. ( فرهنگ فارسی معین ).
چرت، خواب نیمروزی
قیلوط. [ ق َ ] ( اِ ) بلغت اهل مغرب دوایی است و آن برگ کندنای شامی باشد که نوعی از کندناست. ( برهان ) ( آنندراج ). یکی از گونه های تره است. ( فرهنگ فارسی معین ).