قوش بیگی واژهای مرکب از دو جزء «قوش» و «بیگی» است. «قوش» در فارسی به معنای پرنده شکاری مانند باز، شاهین و عقاب است، و «بیگی» از واژهی ترکی «بِی» به معنی سرور یا رئیس، پسوندی است که مقام یا سرپرستی را میرساند. بنابراین، این واژه در اصل به معنای سرپرست یا نگهبان قوشها و پرندگان شکاری است.
در دوران پادشاهی ایران، بهویژه در دورههای سلجوقی، صفوی و قاجار، قوش بیگی عنوانی رسمی و شغلی در دربار بود و مسئولیت نگهداری، آموزش و مراقبت از پرندگان شکاری شاهی را بر عهده داشت. از آنجا که شکار با پرندگان شکاری یکی از سرگرمیهای اشراف و شاهان بهشمار میرفت، جایگاه این مقام در دربار اهمیت ویژهای داشت. او معمولاً زیر نظر «میرشکارباشی» فعالیت میکرد و گروهی از خدمتگزاران و مربیان قوش نیز تحت فرمان او بودند.
وظیفهی قوش بیگی تنها به نگهداری پرندگان محدود نبود؛ او باید از سلامت، تغذیه و آمادگی پرندگان برای شکار اطمینان حاصل میکرد. همچنین، در هنگام شکار، همراه شاه یا امیر حضور مییافت و پرندگان را برای شکار صیدهای خاص (مانند آهو، خرگوش، یا پرندگان بزرگتر) بهکار میبرد. او علاوه بر مهارت در تربیت پرندگان، باید از فنون شکار، شناخت زمین و رفتار جانوران نیز آگاه میبود.