قورماج تصویر معنی قورماج مترادفها سرخ شده لغت نامه دهخدا قورماج. [ ق ُ] ( ترکی، اِ ) گندم بریان شده. ( فرهنگ فارسی معین ). کلمات مرتبط قیقناق گندم مایه ایلغامیش بوقچه قجغار بومهین