قناء

این کلمه از واژه‌های عربی چندمعنایی است که در متون و فرهنگ‌های کهن با کاربردهای گوناگون آمده است. یکی از معانی آن، چنان‌که در منتهی‌الارب، اقرب‌الموارد و آنندراج ذکر شده، خوشه است و جمع آن اقناء می‌باشد. همچنین در برخی منابع، «قناء» به جانب دیوار که سایه بر آن بازمی‌گردد اطلاق شده است. در معنایی دیگر، این واژه به صورت صفت به‌کار رفته و به نیزه‌گر یا صاحب نیزه گفته می‌شود؛ یعنی کسی که دارای «قناة» به معنای رمح است، و نیز در برخی متون به معنی کاریزکن آمده است. در متون تاریخی، مانند تاریخ قم، این کلمه به معنای صرف مال و تلاش بسیار برای کاری نیز استعمال شده است. افزون بر این، «قناء» نام آبی یا مکانی خاص است که برخی شاعران عرب در وصف آن شعر سروده‌اند. در معنای مصدری نیز، «قناء» به آمیختن شیر با آب، سیاه کردن ریش یا خضاب با حنا، کشتن یا واداشتن کسی به کشتن دیگری و نیز افکندن پوست در فرایند دباغی گفته شده است.

لغت نامه دهخدا

قناء. [ ق َ ] ( ع اِ ) خوشه. ج، اقناء. || جانب دیوار که سایه بر وی رجوع کند. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).
قناء. [ ق ِ ] ( ع اِ ) خوشه. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( مهذب الاسماء ). ج، اقناء. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). رجوع به ماده قبل شود.
قناء. [ ق َن ْ نا ] ( ع ص ) نیزه گر و صاحب آن. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ). صاحب القناة ای الرمح. ( اقرب الموارد ). || کاریزکن. ( مهذب الاسماء ) ( دهار ): و قناء آن را بر آن داشت؛ مالی بسیار بر آن خرج کرد. ( تاریخ قم ص 42 ).
قناء. [ ق ُ ] ( اِخ ) نام آبی است و بعضی از شاعران عرب درآن باره اشعاری دارند. رجوع به معجم البلدان شود.
قناء. [ ق َن ْءْ ] ( ع مص ) آمیختن شیر را به آب. || سیاه کردن ریش را یا خضاب کردن بحنا. || کشتن کسی را یا وادار کردن او را بر کشتن دیگری. || افکندن پوست را در دباغت. ( اقرب الموارد ).

میراد یعنی چه؟
میراد یعنی چه؟
قپق اندازی یعنی چه؟
قپق اندازی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز