قصیرالباع
مترادفها
کمتوان، محدود
متضادها
بلندپایه
لغت نامه دهخدا
قصیرالباع. [ ق َ رُل ْ ] ( ع ص مرکب ) قاصرالباع. بخیل و کوتاه همت. ( از اقرب الموارد ).
جمله سازی با قصیرالباع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 او در برابر مشکلات بزرگ زندگی، فردی قصیرالباع به نظر میرسید که توانایی مقابله با طوفانهای سیاسی و اجتماعی آن دوران را نداشت.
💡 برخی سیاستمداران در تاریخ به عنوان افرادی قصیرالباع شناخته میشوند که برخلاف ادعاهای بزرگ خود، قدرت اجرایی چندانی برای تغییر وضعیت موجود نداشتند.
💡 در ادبیات داستانی، شخصیت قصیرالباع معمولاً با چالشهایی روبرو میشود که فراتر از تواناییهای محدود و ظرفیتهای فکری و عملی او در آن موقعیت است.