قریین
مترادفها
همراه، همدم، رفیق، یار، همزاد
متضادها
بیگانه، غریبه
لغت نامه دهخدا
قریین. [ ق َ ری ی َی ْ ] ( اِخ ) تثنیه قَری، و آن نام جائی است که در شعر سیاربن هبیره از خاندان بنی ربیعةبن مالک از آن یاد شده است:
لیالی حلت بالقریین حلة
و ذی مرخ یا حبذا ذاک وادیا.( از معجم البلدان ).