قرصنه تصویر معنی قرصنه مترادفها دزدی دریایی، راهزنی دریایی لغت نامه دهخدا ( قرصنة ) قرصنة. [ ق ُ ص ُن ْ ن َ ] ( ع ص ) صفت است برای مؤنث از قَرْص، مانند سُمْعُنّة از سمع. ( اقرب الموارد ). فرهنگ فارسی صفت است برای مونث از قرص کلمات مرتبط حاقنه ختانه بحثنه قعنبه قلندرانه