فیوح تصویر معنی فیوح لغت نامه دهخدا فیوح. [ ف ُ ] ( ع اِمص ) بسیاری ِ نبات. || فراخی و ارزانی سال و بلاد. ( منتهی الارب ). کلمات مرتبط فیح فیشوشه وروف وریف فسیحه