فظایع
لغت نامه دهخدا
فظایع. [ ف َ ی ِ ] ( ع اِ ) رسوایی ها. فضایح: اسرار بدایع و صنایعباستار فجایع و فظایع پوشیده گشتی. ( تاریخ بیهق ).
جمله سازی با فظایع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 پلیس پس از بازرسی بسیار دقیق از آن ساختمان متروکه، با دیدن فظایع و صحنههای بسیار هولناکی که در آنجا رخ داده بود، شوکه شد.
💡 اخبار مربوط به فظایع جنگی که در آن منطقه مرزی رخ داده بود، باعث شد تمام مردم دنیا با احساسات بسیار متفاوتی آن را دنبال کنند.
💡 او هرگز نمیتوانست فظایع و اتفاقات بسیار ناگواری را که در طول آن سالهای سخت و دشوار دوران کودکیاش دیده بود، از یاد ببرد.