لغت نامه دهخدا
فضیلت نهادن. [ ف َ ل َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ترجیح نهادن. برتری دادن. فضیلت دادن:
نگویم فضیلت نهم بر کسی
چنان باش با من که با هر کسی.سعدی.چو خسرو فضیلت نهد بر ویم
ندانی که دشمن بود در پیم.سعدی.رجوع به فضیلت شود
فضیلت نهادن. [ ف َ ل َ ن ِ / ن َ دَ ] ( مص مرکب ) ترجیح نهادن. برتری دادن. فضیلت دادن:
نگویم فضیلت نهم بر کسی
چنان باش با من که با هر کسی.سعدی.چو خسرو فضیلت نهد بر ویم
ندانی که دشمن بود در پیم.سعدی.رجوع به فضیلت شود