لغت نامه دهخدا
فسموبرون. [ ] ( معرب، اِ ) هزارجشان است که فاشرا باشد. ( فهرست مخزن الادویه ). هزارجشان. هزارچشان. هزارافشان. هزارفشان. فاشرا. ( یادداشت بخط مؤلف ).
فسموبرون. [ ] ( معرب، اِ ) هزارجشان است که فاشرا باشد. ( فهرست مخزن الادویه ). هزارجشان. هزارچشان. هزارافشان. هزارفشان. فاشرا. ( یادداشت بخط مؤلف ).