لغت نامه دهخدا
فرنجه. [ ف َ / ف ِ رَ ج َ ] ( اِخ ) نام ولایتی است و بندری بر ساحل دریای فرنگ. ( برهان ). بندر نیست، همان کشور فرانسه است: بر قسطنطنیه بگذرد و زمین برجان و فرنجه و شمال اندلس، و به دریای محیط رسد. ( التفهیم ابوریحان بیرونی ص 200 ).
فرنجه. [ ف َ / ف ِ رَ ج َ ] ( اِخ ) نام ولایتی است و بندری بر ساحل دریای فرنگ. ( برهان ). بندر نیست، همان کشور فرانسه است: بر قسطنطنیه بگذرد و زمین برجان و فرنجه و شمال اندلس، و به دریای محیط رسد. ( التفهیم ابوریحان بیرونی ص 200 ).