فتخه

لغت نامه دهخدا

( فتخة ) فتخة. [ ف َ خ َ / ف َ ت َ خ َ ] ( ع اِ ) انگشتری کلان که در دست و پا کنند. ( منتهی الارب ). حد فاصل انگشتان سبابه و ابهام انگشتری نقره بی نگین است، و اگر در آن نگین باشد خاتم است. ج، فَتَخ، فُتوخ، فَتَخات. ( منتهی الارب ) ( اقرب الموارد ).

گولاخ یعنی چه؟
گولاخ یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
مطیع یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز