فال گذاشتن
مترادفها
فال گرفتن
لغت نامه دهخدا
فال گذاشتن. [ گ ُ ت َ ] ( مص مرکب ) چند تا میوه را بالای هم چیدن، و آن چنانست که میوه فروشان در وقت وفور میوه برگهای سبز را بالای سینی فراشی گسترده، چند تا میوه بر روی هم می چینند و اندک اندک بر روی سینی فاصله داده هر جا چند تای دیگر میگذارند، و آن را فال فال مینامند، و فالی به چند دینار میفروشند. ( آنندراج ). رجوع به فال فال شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) چند عدد میوه را بالای هم چیدن و آن چنانست که میوه فروشان به هنگام فراوانی میوه برگهای سبز را بالای سینی گسترده چند تا میوه روی هم می چینند و اندک اندک بر روی سینی فاصله داده هر جا چند تای دیگر می گذارند و آن را فال فال می نامند.
جمله سازی با فال گذاشتن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در گذشته بسیاری از مردم برای اینکه بدانند در آینده چه اتفاقی برایشان میافتد، به سنتهای قدیمی مانند فال گذاشتن و پیشگویی روی میآوردند.
💡 او که بسیار مضطرب بود، برای اینکه کمی از نگرانیهای خود بکاهد، تصمیم گرفت با استفاده از کتابهای قدیمی، برای آینده خود فال گذاشتن کند.
💡 با وجود اینکه امروزه علم و منطق بر همه چیز حاکم است، باز هم برخی افراد برای رفع ابهام، به فال گذاشتنهای سنتی علاقه نشان میدهند.