غیبتگر
مترادفها
غایب
لغت نامه دهخدا
غیبتگر. [ غ َ / غ ِ ب َ گ َ ] ( ص مرکب ) بدگو. ( ناظم الاطباء ). بدگویی کننده. آنکه کارش غیبت و بدگویی از مردم باشد. رجوع به غیبت شود.
فرهنگ عمید
آن که کارش غیبت کردن و بدگویی است، غیبت کننده، بدگویی کننده در غیاب مردم.
جمله سازی با غیبتگر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 فردی که همواره در جمعها به دنبال پیدا کردن نقاط ضعف دیگران و صحبت کردن درباره آنها به عنوان یک غیبتگر عمل میکند، اعتماد جامعه را از دست میدهد.
💡 در آموزههای اخلاقی، تأکید زیادی بر پرهیز از رفتارهای غیبتگرانه شده است تا حرمت و شخصیت افراد در جامعه حفظ و رعایت گردد.
💡 او به دلیل رفتارهای غیبتگر و ایجاد تفرقه میان همکاران، در نهایت از سوی مدیر شرکت به دلیل عدم رعایت اخلاق حرفهای اخراج شد.