غنغرینا
لغت نامه دهخدا
غنغرینا. [ غ َ غ َ ] ( معرب، اِ ) فساد عضو با بقای حس. شقاقلوس.( دزی ج 2 ص 229 ). غانغرایا. رجوع به همین کلمه شود.
جمله سازی با غنغرینا
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 جراح پس از مشاهده علائم بسیار شدید عفونت در ناحیه زخم، تصمیم گرفت سریعاً برای جلوگیری از گسترش سریع غنغرینا اقدام به جراحی انجام دهد.
💡 عدم رعایت دقیق اصول بهداشت در پانسمان زخمهای بسیار عمیق میتواند منجر به بروز غنغرینا و آسیبهای جبرانناپذیر به بافتهای زنده بدن شود.
💡 در موارد بسیار پیشرفته غنغرینا، پزشکان باید با دقت بسیار زیاد و استفاده از آنتیبیوتیکهای قوی، با باکتریهای بسیار خطرناک مبارزه کنند.