لغت نامه دهخدا
غنشوش. [ غ ُ ] ( ع اِ ) باقی مانده از مال. یقال: مابقی من ابله غنشوش؛ ای بقیة. و ما له غنشوش؛ ای شی ٔ. یا عنشوش به عین مهمله است. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).
غنشوش. [ غ ُ ] ( ع اِ ) باقی مانده از مال. یقال: مابقی من ابله غنشوش؛ ای بقیة. و ما له غنشوش؛ ای شی ٔ. یا عنشوش به عین مهمله است. ( از منتهی الارب ) ( آنندراج ).