لغت نامه دهخدا
غلبکین. [ غ َ ب َ ] ( اِ ) به معنی غلبکن است که در پنجره و در باغ باشد، و آن را از چوب و نی به هم می بندند چنانکه از پس آن نگاه توان کرد. ( برهان قاطع ). دری باشد که از چوب بافته بود چون پنجره مشبک، که در او نگه کنی هرچه در سرای در بود همه همی توان دید، و در دهقانان و باغها و مزرعه ها این چنین بسیار بود. ( حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی ). رجوع به غلبکن شود.