غضبناک کردن
مترادفها
خشمگین کردن، عصبانی کردن
متضادها
آرام کردن، خشنود کردن، شاد کردن
لغت نامه دهخدا
غضبناک کردن. [ غ َ ض َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به خشم آوردن. خشمگین کردن. رجوع به غضب شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بخشم آوردن خشمگین ساختن.
خشمگین کردن، عصبانی کردن
آرام کردن، خشنود کردن، شاد کردن
غضبناک کردن. [ غ َ ض َ ک َ دَ ] ( مص مرکب ) به خشم آوردن. خشمگین کردن. رجوع به غضب شود.
( مصدر ) بخشم آوردن خشمگین ساختن.