غروسه
مترادفها
عروس
لغت نامه دهخدا
غروسه. [ غْرو / غ ُ س ِ ] ( اِخ ) ( رینه... ) معرب گروسه نام مستشرق فرانسوی. ( از اعلام المنجد ). رجوع به گروسه شود.
عروس
غروسه. [ غْرو / غ ُ س ِ ] ( اِخ ) ( رینه... ) معرب گروسه نام مستشرق فرانسوی. ( از اعلام المنجد ). رجوع به گروسه شود.