لغت نامه دهخدا
( غذرمة ) غذرمة. [ غ َ رَ م َ ] ( ع مص ) به گزاف فروختن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). غذرمه، باعه جزافاً کغذمرة بتقدیم المیم. ( اقرب الموارد ). || آمیختن سخن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): غذرم الکلام؛ اختلط. ( اقرب الموارد ).
( غذرمة ) غذرمة. [ غ َ رَ م َ ] ( ع مص ) به گزاف فروختن چیزی را. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). غذرمه، باعه جزافاً کغذمرة بتقدیم المیم. ( اقرب الموارد ). || آمیختن سخن. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ): غذرم الکلام؛ اختلط. ( اقرب الموارد ).