لغت نامه دهخدا
( غبوبة ) غبوبة. [ غ ُ بو ب َ ] ( ع مص ) شب ماندن طعام. ( تاج العروس ) ( المنجد )، خواه فاسد شودیا نه، و بعضی به گوشت اختصاص داده اند. ( تاج العروس ). || گندیدن طعام. ( المنجد ). || به آخر رسیدن کار. ( المنجد ). رجوع به غُبوب شود.
( غبوبة ) غبوبة. [ غ ُ بو ب َ ] ( ع مص ) شب ماندن طعام. ( تاج العروس ) ( المنجد )، خواه فاسد شودیا نه، و بعضی به گوشت اختصاص داده اند. ( تاج العروس ). || گندیدن طعام. ( المنجد ). || به آخر رسیدن کار. ( المنجد ). رجوع به غُبوب شود.