غاد

لغت نامه دهخدا

غاد. [ غادد ] ( ع ص ) نعت فاعلی از غدّ. || شتر طاعون زده. ( منتهی الارب ). || دارای غُدة. غد البعیر... اصابه الغدد و صار ذاغدة فهو غادو مغدود. ( اقرب الموارد ). ج، غداد. ( تاج العروس ).

فرهنگ فارسی

شتر طاعون زده یا جمع غداد

شب زده یعنی چه؟
شب زده یعنی چه؟
گز یعنی چه؟
گز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز