غائبین
مترادفها
غایبان، نبودهها
متضادها
حاضرین
لغت نامه دهخدا
غائبین. [ ءِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ غائب در حالت نصبی و جری. رجوع به غائب شود.
دانشنامه اسلامی
[ویکی الکتاب] معنی غَائِبِینَ: پوشیده ها
ریشه کلمه:
غیب (۶۰ بار)
جمله سازی با غائبین
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 مسئول برگزاری کنفرانس اعلام کرد که غائبین از شرکت در بخش اصلی سمینار، حق دریافت گواهی پایان دوره را در حال حاضر نخواهند داشت.
💡 ما باید سریعاً با تمامی غائبین تماس بگیریم تا متوجه شویم چرا در این نشست بسیار حیاتی و مهم شرکت نکردند و غیبت کردند.
💡 بر اساس آمار ثبت شده، تعداد غائبین در این دوره آموزشی نسبت به سال گذشته افزایش چشمگیری داشته که نیاز به بررسی دقیق دارد.