عیهمه

مترادف‌ها

هیاهو، آشفتگی، غوغاء، آشوب، ولوله

متضادها

نظم، آرامش، ترتیب

لغت نامه دهخدا

( عیهمة ) عیهمة. [ ع َ هََ م َ ] ( ع مص ) شتافتن و شتابی نمودن. ( از منتهی الارب ) ( از ناظم الاطباء ). اسراع. ( اقرب الموارد )

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران