لغت نامه دهخدا
عواج. [ع َوْ وا ] ( ع ص ) آنکه با خود عاج داشته باشد. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ). صاحب عاج. ( از اقرب الموارد ). || عاج فروش. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( ناظم الاطباء ) ( از اقرب الموارد ):
بعون اللَّه نه ای معروف و مشهور
چو عواجان بقلاشی و رندی.سوزنی.