عطلات
مترادفها
تعطیلات، مرخصی
متضادها
کار، مشغله
لغت نامه دهخدا
عطلات. [ ع َ طِ ] ( ع ص،اِ ) ج ِ عَطِلَة. ( منتهی الارب ). رجوع به عَطلة شود.
جمله سازی با عطلات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 خانوادهها معمولاً در طول عطلات تابستانی به مناطق ساحلی و جنگلی سفر میکنند تا از فضای شلوغ شهر و فشار کاری روزمره کمی فاصله بگیرند.
💡 برنامهریزی دقیق برای سفر در ایام عطلات رسمی بسیار مهم است، زیرا تقاضا برای هتلها و خدمات گردشگری به شدت افزایش مییابد.
💡 پس از هفتهها کار مداوم و خستگی مفرط، همه ما به شدت به کمی استراحت و گذراندن اوقات خوش در دوران عطلات نیاز داریم.