لغت نامه دهخدا
عبول. [ ع َ ] ( ع اِ ) مرگ. ( منتهی الارب ).علم است مرگ را. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) امراءة عبول؛ گریان در مرگ فرزند. ( اقرب الموارد ).
عبول. [ ع َ ] ( ع اِ ) مرگ. ( منتهی الارب ).علم است مرگ را. ( اقرب الموارد ). || ( ص ) امراءة عبول؛ گریان در مرگ فرزند. ( اقرب الموارد ).