عاقلات
عاقِلات، جمع واژهٔ عاقِله، از ریشهٔ «ع ق ل» به معنای خرد و درایت، در زبان و ادبیات فارسی به کار میرود. این واژه بهصورت اسم و صفت، برای گروهی از افراد به کار میرود که از ویژگی خردمندی و اندیشهورزی برخوردار باشند. کاربرد اصلی آن در متون کهن و جدید، اشاره به زنان خردمند و عاقل است. در ساختار دستوری، عاقِلات بهعنوان صفت نسبی و بهصورت جمع مؤنث، در مقابل شکل مذکر آن یعنی عاقِلان قرار میگیرد. این واژه در متون ادبی و تاریخی فارسی، گاه برای توصیف جمعیتی از بانوان خردمند و دوراندیش استفاده شده که در تصمیمگیریهای مهم، نقش مشورتی و تعیینکننده داشتهاند. برای دریافت اطلاعات دقیقتر و بررسی نمونههای کاربردی این واژه، میتوان به مدخل اصلی عاقِله در فرهنگهای معتبر لغت و منابع دستور زبان فارسی مراجعه نمود. این مراجعه، درک جامعتری از سیر تحول معنایی و نحوهٔ کاربرد این واژه در بافتهای گوناگون زبانی در اختیار پژوهشگران قرار خواهد داد.
مترادفها
خردمندان، دانایان، عاقلان
متضادها
نادانان، ابلهان، بیعقلان
لغت نامه دهخدا
عاقلات. [ ق ِ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عاقلة. رجوع به عاقله شود.
جمله سازی با عاقلات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در آن زمان، زنان عاقلات و با تدبیر نقش بسیار مهمی در مدیریت امور خانوادگی و تصمیمگیریهای حیاتی برای آینده نسلهای بعدی ایفا میکردند.
💡 او از میان زنان عاقلات و دانشمند منطقه، به عنوان الگویی برای آموزش دختران در زمینه علوم پایه و ادبیات شناخته میشد.
💡 جامعهای که در آن افراد عاقلات و منطقی در جایگاههای مدیریتی قرار میگیرند، معمولاً با ثبات بیشتری در مسیر پیشرفت و توسعه حرکت میکند.