لغت نامه دهخدا
طاباق. ( ع اِ ) خشت پخته کلان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || آجر بزرگ. ( فهرست مخزن الادویه ).
طاباق. ( ع اِ ) خشت پخته کلان. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || آجر بزرگ. ( فهرست مخزن الادویه ).
[ معر. ] (اِ. ) = طابق: ۱ - ظرف آهنی مدور که بر آن نان پزند، تابه. ۲ - خشت پختة بزرگ، آجر بزرگ.
( اسم ) خشت پخته بزرگ آجر بزرگ.
طابق:
ظرف آهنی مدور که بر آن نان پزند، تابه.
خشت پختة بزرگ، آجر بزرگ.