ضق
متضادها
وسعت، گشایش
لغت نامه دهخدا
ضق. [ ض َق ق ] ( ع اِ ) حکایت کردن آواز سنگ را که بر سنگ افتد. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
حکایت کردن آواز سنگ را که بر سنگ افتد.
وسعت، گشایش
ضق. [ ض َق ق ] ( ع اِ ) حکایت کردن آواز سنگ را که بر سنگ افتد. ( منتهی الارب ).
حکایت کردن آواز سنگ را که بر سنگ افتد.