ضفائر
مترادفها
بافتهها، گیسها، گیسوان
لغت نامه دهخدا
ضفائر. [ ض َ ءِ ] ( ع اِ ) ج ِ ضفیرة. ( منتهی الارب ).
- ضفائرالجن؛ پرسیاوشان. ( منتهی الارب ).
فرهنگ فارسی
جمع ضفیره
دانشنامه اسلامی
[ویکی فقه] موهای بافته شده را ضَفائر می گویند.
از آن به مناسبت در باب طهارت نام برده اند.
حکم ضفائر در غسل
در غسل، رساندن آب به پوست بدن کفایت می کند و باز کردن موهای بافته شده لازم نیست؛ هر چند به گفته برخی مستحب است.
جمله سازی با ضفائر
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 در افسانههای قدیمی، همواره از زیبایی و درخشش ضفائر بلند شاهزاده خانمها صحبت میشد که گویی از تارهای طلای ناب بافته شده بودند.
💡 آرایشگر با ظرافت و دقت بسیار زیادی شروع به تنظیم ضفائر موهای عروس کرد تا در مراسم ازدواج، جلوهای متفاوت و بسیار باشکوه داشته باشد.
💡 شاعر با استفاده از واژگان بسیار زیبا، به توصیف ضفائر سیاه و درهمتنیده معشوق پرداخت که مانند شبهای تاریک و پررمز و راز بود.