صداقت ورزیدن
مترادفها
راستگویی کردن، صادق بودن
متضادها
دروغ گفتن، ریاکاری کردن
لغت نامه دهخدا
صداقت ورزیدن. [ ص َ / ص ِ ق َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) دوستی کردن. دوستی ورزیدن. رجوع به صداقت شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) دوستی کردن محبت نمودن.
راستگویی کردن، صادق بودن
دروغ گفتن، ریاکاری کردن
صداقت ورزیدن. [ ص َ / ص ِ ق َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) دوستی کردن. دوستی ورزیدن. رجوع به صداقت شود.
( مصدر ) دوستی کردن محبت نمودن.