صحرا نوردیدن
مترادفها
در صحرا گشتن
لغت نامه دهخدا
صحرا نوردیدن. [ ص َ ن َ وَ دَ ] ( مص مرکب ) بیابان نوردیدن. راه بیابان طی کردن. رجوع به صحرانورد و صحرانوردی شود.
فرهنگ فارسی
( مصدر ) بیابان نوردیدن راه بیابان را طی کردن.
جمله سازی با صحرا نوردیدن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 گروهی از کاشفان با تجهیزات کامل و نقشههای قدیمی وارد مناطق ناشناخته شدند تا با صحرا نوردیدن، اسرار مدفون در دل شنهای بیپایان را کشف کنند.
💡 برای کسانی که عاشق ماجراجویی هستند، صحرا نوردیدن در دل کویرهای سوزان میتواند تجربهای بسیار دشوار اما در عین حال بسیار هیجانانگیز و فراموشنشدنی باشد.
💡 او سالها به صحرا نوردیدن و زندگی در میان قبایل کوچنشین مشغول بود تا بتواند فرهنگ و سنتهای باستانی آنها را به دقت مطالعه نماید.